زمزمه ميکنم
گريه اما نه دگر
فرياد ميزنم
خنده اما نه دگر
قدم بر ميدارم در راهت
و در اين راه دراز اميدوارم
بر نگاهت
بر حضورت
چه شود گر تو شوی همراهم ، همرازم
چه شدست گاهی که شدی اميدم
امشب از راه دراز می آيی، ميدانم
امشب از هر چه بديست بيزارم
امشب عاشق شده ام، بيدارم
صبح اما نه دگر ، میخوابم
باشد که شوی رویایم، در خوابم