نيايش

 

زمزمه ميکنم
گريه اما نه دگر
فرياد ميزنم
خنده اما نه دگر

قدم بر ميدارم در راهت
و در اين راه دراز اميدوارم

بر نگاهت
بر حضورت

چه شود گر تو شوی همراهم ، همرازم
چه شدست گاهی که شدی اميدم

امشب از راه دراز می آيی، ميدانم
امشب از هر چه بديست بيزارم
امشب عاشق شده ام، بيدارم
صبح اما نه دگر ، میخوابم
باشد که شوی رویایم، در خوابم

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم !

......... باشد که شود رويايی در خوابم ......

محسن (همون باغبونه)

سلام بابک عزيز. چقدر اينجا قشنگ و صميمی شده مطالبش. فکر نکنی که يادم رفته بود بيام اينجا، نه. راستش يه کم گرفتاری کامپيوتر و نت و اينا بود. خيلی خوشحال شدم از ديدن اينجا و حس زندگی در رگهام جاری شد. راستی بابک خان يه نمايشگاه و جشنواره نشريات وب در سالن ميلاد نمايشگاه بين المللی هست که تا روز دوشنبه هم ادامه داره و يه غرفه بزرگ هم به ويلاگ‌نويسا اختصاص دادند. اگه خواستی برو ببينش. شاد باشی عزيز.

...

سلام..... بزرگترين همايش وبلاگيهای ايران در راه است .شما هم ميتونيد با حضور سبزتون وبلاگ را به عنوان بزرگترين رسانه به مردم معرفی کنيد. لطفا اين وبلاگ و اين قرار رو به دوستان خود نيز اطلاع دهيد.ممنون

الميرا

سلام...خيلی وقته پيشم نيومدی...خيلی قشنگ بود

گلوریا

همه رویاها به حقیقت می پیوندند. خوش باشی.

negin

سلام ...... بعد از چند وقت نوشته ام رو عوض کردم ....خوشحال ميشم اگه باز بهم سر بزنی...... شعر هم خيلی قشنگ بود

آرش

چه رويای قشنگی !!!

khatooon

کاش تو هم شاد ميشدی...باور کن زيبايی های زندگی کم نيست..بايد بخواهی تا ببينی.تا حس کنی..

shahab

سلام. ساده بايد گفت : دوست دارم تو شوی همراهم. به کنارم تو بيا و نظری کن بر احوالم.... پيروز باشی.