شمال جاتون خالی

    جای تک تکتون خالی رفته بودم شمال شرمنده همه دوستان که نتونستم بهشون سر بزنم. عجب شمالی بود اساسی حال کردم. احساس ميکنم خيلی نياز داشتم به اين مسافرت. راستی يک احساس بدی بهم ميگه ديگه حس وبلاگ نويسی نيست اما من سخت با اين حس مبارزه خواهم کرد تا پای جان. متاسفم برای چشمای قشنگ شما که نوشته هامو تحمل ميکنند. سعی ميکنم تا اونجا که ميشه زود زود آپديت کنم و به همتون سر بزنم. اين خانم خانم های ما هم که سر لجبازی با ما داره... الان تقريبآ دو هفته است ازش خبر ندارم.دلم داره جليز ويليز ميکنه.

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم

جاي منم خالي كردي؟؟؟ مخصوص؟ آفرين. در ضمن، زياد جيليز ويليز نكن خوب نيست برات (چشمك)

محسن (همون باغبونه)

سلام بابک عزيز. مهنم از خوشحالی و شادابی گلخونه‌های کنار باغچه‌ام لذت ميبرم و شاد ميشم. اگه حس و حال نوشتن نيست اشکالی نداره کمتر بنويس تا دوباره بياد حسش، ولی ........ بی‌وفايی و جدايی هميشگی نه، ......... هر وقت خواستی بنويس، مياييم پيشت و سر ميزنيم بهت ولی باز هم ميگم دم از رفتن نزن، بنويس.

میخک نقره ای

آره موافقم که خيلی خوش گذشته!!!!!!ببين منو حالا چرا جليز ويليز؟اين خانوم کی باشن؟.......

Deev

به به٬ کجا شمال تشريف برده بوديد قربان؟ و ضمنا از اينکه سر زديد سپاسگذارم.

Deev

در ضمن باهات احساس همدردی ميکنم٬ اين زيد ما هم يه دو هفته ای ما رو تحويل نگرفته و به جون ما آتيش زده٬ البته ما هم خويشتنداری ميکنيم و به روی خودمون نميايم٬ ولی ميدونم اوضاعت از چه قراره٬ بی خيالش٬ همه چی بهتر ميشه!

H.K

سلام بابک جون ... خيلی خوشحالم که ميبينم با مشکلاتت کنار اومدی ... شما سالی يه بار هم آپديت کنی ما با همون يه بار هم حال ميکنيم... موفق باشی

sepideh

سلام.خوشحالم که بعد از قرنهات برگشتی.من هر روز به لينکهام سر می زنم ولی دريغ از يک آبديت از شما تا اينکه امروز چشممان روشن شد.احساس بدی داری و سعی خوبی.منتظرم.درضمن اميدوارم اين خانم خانم های شما هم دست از سر لجبازی بردارن.موفق باشی....

hani

سلام رسيدن بخير کاشکی من هم می تونستم شمال برم دلم اندازه اين شده<< . >>

-

ببين ميدونم نبايد بگم ولی میگم ---اصلا قشنگ نمی نويسی قبلانا بهتر مينوشتی-----

narcissus

بگرد دنبال مقصر اصلی!